Loading

متن آموزشی درمورد حجاب و عفت و حجاب از دیدگاه روایات

 

#حجاب#حجاب_اسلامی#بانو#عفت

کیده

یکی از ضروریات دین مقدس اسلام «حجاب» است. اهمیت و تاکید بر حجاب در آیات و روایات متعددی مورد بحث قرار گرفته است. خداوند متعال فلسفه ی آنرا هم بیان کرده گرچه ما نمی توانیم به جزئیات دین پی ببریم و از طرفی فلسفه ی همه ی احکام بر ما مشخص نیست؛ گرچه حجاب فقط مخصوص دین اسلام نیست و در ادیان دیگر هم حجاب بوده اما با توجه به تاکید خداوند و ائمه اطهار در ایران در زمان رضا شاه اقدام به کشف حجاب شد و انقلاب اسلامی یک نعمت بزرگی برای رهایی از مشکل بود.


حجاب

حجاب

مقدمه
پیامبران و ائمه اطهار به عنوان فرستادگان الهی در طول تاریخ بشر برای تکامل و سعادت انسان زحمات و رنجهای فراوانی کشیده اند. هزاران فرستاده ی پروردگار مشکلات و صبوری بسیاری را تحمل کردند تا انسان از صراط مستقیم منحرف نگردد؛ آنها تکلیف خود را به خوبی انجام دادند و این ما هستیم که برای آشنایی با مسیر هدایت و تکامل باید قدمهای استواری را برداریم. اگر در این راه کوتاهی کنیم خودمان را بدبخت کرده ایم چراکه فهم درست مبانی دین ضروری و حیاتی است چه بسا کسانی که خود را دیندار می پنداشتند حتی علم دین را با خود به همراه داشتند اما چون با ضوابط دین آگاهی نداشتند به گمراهی کشیده شدند پس ابتدا باید دین را شناخت سپس با ضوابط آن آشنا شد و این را بدانیم که قدم در راه سعادت برداشتن و مخالفت با هوای نفس و ترک معاصی و دوری از شیطان قطعاً موجب سعادت خیر دنیا و آخرت می شود. گرچه طی این مراحل سختیهای خاص خود را دارد ولی چون مقصد عالی است شیرین و لذت بخش است.

حجاب و پوشش در دین مبین اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است. اسلام به عنوان آخرین دین برای حفظ فرد و جامعه از انحرافاتی که سرچشمه آن بی عفتی و بی حجابی است دستورالعمل هایی قرار داده که شامل زن و مرد می شود. پرواضح است که جسم زن از لطافت و زیبایی خاصی برخوردار است. زن مظهر زیبایی است و بایستی در مورد خودش بهره برداری شود. اسلام با حضور زن در جامعه مخالفت نکرده ولی بایستی به ابزار آن که پوشش مناسب است مجهز گردد؛ پس حجاب اسلامی مصونیت است نه محدودیت.

در این تحقیق سعی بر آن است که حجاب اسلامی از دیدگاه آیات و روایات مورد بررسی قرار گیرد، باشد که روزی در جامعه ی اسلامی شاهد بدحجابی نبوده و به رستگاری نزدیکتر شده باشیم.


فلسفه ی حجاب
فلسفه ی حجاب چیز مکتوم و پنهانی نیست زیرا: ۱- برهنگی زنان که طبعاً پیامدهایی همچون آرایش، عشوه گری و امثال آن همراه دارد، مخصوصاً جوانان را که در حال تحریک دائم که موجب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجانهای بیمار گونه و عصبی و روانی می گردد از طرفی غریزه جنسی نیرومند و ریشه دارترین غریزه آدمی است.
اسلام، می خواهد مردان و زنان مسلمان، روحی آرام، اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند و این یکی از فلسفه های حجاب است. ۲- آمارهای قطعی و مستند نشان دهنده ی این مطلب است که طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا بالا رفته است چراکه «هرچه دیده بیند دل کند یاد». در محیطی که حجاب است دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان مخصوص یکدیگر است ولی در بازار آزاد برهنگی که عملاً زنان به صورت کالای مشترکی در آمده اند دیگر قداست پیمان زناشویی مفهومی نمی تواند داشته باشد.
۳- گسترش دامنه ی فحشاء و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناکترین پیامدهای بی حجابی است. ما نمی گوییم عامل اصلی فحشاء و فرزندان نامشروع منحصراً بی حجابی است می گوییم یکی از عوامل مؤثر آن، مسأله برهنگی و بی حجابی محسوب می شود. مطالعات دانشمندان تربیتی نشان داده مدارسی که در آن دختر و پسر با هم درس می خوانند و مراکزی که مرد و زن در آن کار می کنند و بی بندوباری در آنها حکم فرماست، کم کاری، عقب افتادگی و عدم احساس مسئولیت، به خوبی مشاهده شده است.
در اینجا این مسأله مطرح می شود که چرا اسلام حجاب را بر زنان واجب کرده است؟ حجاب بهترین حافظ و حصاری است که زن را از خطر بیگانه حفظ می کند و زن بی حجاب همچون میوه ی درختی است که شاخه ی آن از دیوار باغ به بیرون آویزان است و هر رهگذری به سوی آن دست دراز می کند یا مانند گلی است که هرکس به چیدن آن تمایل دارد. پوشیده بودن زن در جامعه نه تنها موجب تقویت بنیان خانواده است بلکه حفظ ارزش زن و جلوگیری از ابتذال و تباهی او نیز می باشد.


حجاب

حجاب

حجاب از دیدگاه علامه طباطبائی

«یا أیُّها النَّبِیُّ قُل لِأزواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ المُؤمنینَ یُدنینَ عَلیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ ذلکَ أدنی أن یُعرَفنَ فَلایُؤذَینَ وَ کانَ اللهُ غَفوراً رَحیماً» (احزاب/آیه ی ۵۹)

ای پیامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنین بگو تا جلباب خود پیش بکشند، بدین وسیله بهتر معلوم می شود که زن مسلمانند در نتیجه اذیت نمی بینند و خدا همواره آمرزنده و رحیم است.
کلمه ی جلباب جامه ای است سرتاسری که تمامی بدن را می پوشاند و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را ساتر می شود.
و منظور از جمله ی «پیش بکشند مقداری از جلباب خود را» این است که آن طوری بپوشند که زیر گلو و سینه هایشان در انظار ناظرین پیدا نباشد. در تفسیر قمی در ذیل این آیه شریفه از معصوم نقل کرده که فرموده: سبب نزول این آیه چنین بود که زنان از خانه بیرون می شدند تا به مسجد آیند و دنبال رسول خدا«صلی الله علیه و آله و سلم» نماز بخوانند و چون شب می شد و زنان برای نماز مغرب و عشا بیرون می آمدند، جوانان سر راه آنان می نشستند و متعرض ایشان می شدند، خدای تعالی این آیه را نازل فرمود. و لذا از ام سلمه روایت کرده اند که گفت: با نزول این آیه زنان انصار طوری از خانه ها بیرون شدند که گویی کلاغ سیاهند، چون کیسه ای سیاه به خود پوشانده بودند که سرتاپایشان گرفته بود.


«وَ قُل لِلمؤمناتِ یَغضُضنَ مِن أبصارِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِنَّ…» (نور/آیه ی ۳۱)
کلمه ی خمار در آیه ۳۱ سوره نور جامه ای است که زن سر خود را با آن می پیچد و زاید آن را به سینه اش آویزان می کند و کلمه ی جیوب که معنایش این است که به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه ها را به سینه های خود انداخته آن را بپوشانند.
جوانی از انصار در کوچه های مدینه به زنی برخورد که می آمد و در آن ایام زنان مقنعه ی خود را پشت گوش می انداختند- وقتی زن از او گذشت او را تعقیب کرد، و از پشت او را می نگریست، تا داخل کوچه ی تنگی که امام آن را زقه ی بنی فلان نامید، شد، و در آنجا استخوان و یا شیشه ای که در دیوار بود به صورت مرد گیر کرده آن را شکافت، همین که زن از نظرش غایب شد متوجه گردید که خون به لباسش می ریزد با خود گفت: به خدا سوگند نزد رسول خدا می شوم و جریان را به او خبر می دهم سپس جوان نزد آن جناب شد و رسول خدا«صلی الله علیه و آله» چون او را بدید پرسید چه شده؟ جوان جریان را گفت، سپس جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد.
مؤلف بیان می کند که مراد از امر به چشم پوشی در آیه شریفه، نهی از مطلق نگاه به زن اجنبی است.


عفت و حجاب از دیدگاه روایات

عفت و حجاب از دیدگاه روایات

عفت و حجاب از دیدگاه روایات

عن أبی عبدالله «علیه السلام» قال: کان أمیرُالمؤمنینَ صلوات الله علیه یَقُولُ: أفضَلُ العِباد
هِ العَفافُ : از حضرت امام صادق «علیه السلام» روایت کرده که امیرمؤمنان، -درود خدا بر او- می فرمود: برترین عبادت، عفت است.
[۱]

الامام علی «علیه السلام» -لابنه الحسن- وَاکفُف عَلیهِنَّ مِن أبصارِهِنَّ بِحَجبِکَ ایّاهُنَّ، فإنَّ شِدَّهَ الحجابِ خَیرٌ لکَ وَ لَهُنَّ»: امام علی «علیه السلام» به فرزندش امام حسن «علیه السلام» فرمود: برای اینکه دیده شان به نامحرمان نیفتد آنها (زنان) را در پرده نگه دار، زیرا هرچه بیشتر در پرده باشند برای تو و آنها بهتر است.
[۲]

رسول الله «صلی الله علیه و آله» صِنفانِ مِن اهلِ النّارِ لَم ارَهُما: قومٌ مَعهُم سِیاطٌ کأذنابِ البَقَرِ یَضرِبونَ بِها النّاسَ، وَ نِساءٌ کاسیاتٌ عاریاتٌ، مُمیلاتٌ مائلاتٌ، رؤوسُهُنَّ کأسنِمَهِ البُختِ المائلَهِ، لایَدخُلنَ الجَنَّهَ وَ لایَجِدنَ رِیحَها، وَ انَّ رِیحَها لَیوجَدُ مِن مسیرَهِ. پیامبر خدا فرمودند: دو گروه از دوزخیان را من ندیده ام: گروهی که تازیانه هایی مانند دم گاو در دست دارند و مردم را با آن می زندد و گروه دیگر زنانی که پوشش تن نما دارند و برهنه اند، کجراهه می روند و دیگران را نیز به کجروی تشویق می کنند، سرهایشان همچون کوهان شتر خراسانی فروهشته است. اینان به بهشت نمی روند و بوی بهشت را که از فاصله ای چنین و چنان به مشام می رسد، استشمام نمی کنند.
[۳]

… وَاکفُف عَلیهِنَّ مِن أبصارِهِنَّ بِحجابِکَ ایّاهُنَّ، فإنَّ شِدَّهَ الحجابِ أبقی علیهنَّ… . در پرده ی حجابشان نگه دار، تا نامحرمان را ننگرند، زیرا که سخت گیری در پوشش عامل سلامت و استواری آنان است.


 حجاب

حجاب


[۴]

چرا باید با حجاب باشیم؟

الف) رعایت دستور الهی

ب) عمل بر اساس قانون فطرت

ج) حفظ امنیت زن و جلوگیری از انواع زن آزاری در جامعه

د) حفظ عفت عمومی جامعه

ه) استحکام پیوند خانواده

و) پیشگیری از انحرافات جنسی

ز) ایجاد آرامش روانی

ح) تشویق به ازدواج

ط) حفظ کرامت زن

الف- پوشش و حجاب به شکلی که زیبائی ها و زینت زن را بپوشاند و او را از چشم چرانی مردم هرزه نگاه دارد، دستوری الهی است. حجاب در اسلام از یک مسأله ی کلی تر و اساسی تر ریشه می گیرد و این است که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی به محیط خانواده و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد و خود حجاب و پوشش کامل، نشان دهنده ی وجود ملکه ی حیا و عفت و تقوی در وجود انسان است.

ب- انسان فطرتاً از برهنگی بیزار است دلیل قرآنی این مطلب هم آن است که وقتی حضرت آدم و حوا «علیهما السلام» از شجره ی منهیه خوردند پوشش خود را از دست دادند و به سرعت خود را با برگ درختان پوشیدند و این دلیل بر این فطری بودند حجاب است.

ج- مردم در جوامع قدیم نسبت به مال و ثروت و ناموس خود آسودگی خاطر نداشتند. حکایات بسیاری بیانگر این مطلب است که زنان در دوره های مختلف تاریخ از ناامنی رنج می بردند البته نباید ادعا کرد که در عصر ما امنیت ناموسی کامل برقرار است بلکه امروزه هم این ناامنی موجود است و فقط شکل آن عوض شده است.

د- زمانی که زنان و دختران بدون پوشش مناسب در جامعه حاضر شوند جامعه به سوی فساد و بی عفتی پیش خواهد رفت؛ اگر زن پوشش مناسب داشته باشد زمینه برای چشم چرانی و هوس بازی مردان نه تنها کم می شود بلکه از بین می رود اینکه برخی از دختران یا زنان می گویند مردان نگاه خود را کنترل کنند بازهم زمینه برای عفت عمومی جامعه فراهم نمی شود.

ه- زمانی که بهره گیری های زن و مرد از یکدیگر تنها در محیط خانوادگی باشد و هیچ تحریک خارجی برای آنها صورت نگیرد استحکام بنیان خانواده دو چندان خواهد شد. در روزگار داوود «علیه السلام» زنی بود که مردی نزد او می رفت و به زور از وی کام می گرفت. خداوند عزوجل در دل آن زن چنین افکند که به آن مرد بگوید هربار که تو نزد من می آیی، مردی هم به سراغ زن تو می رود. آن مرد سراغ زن خود رفت، دید مردی پیش اوست؛ او را نزد داوود «علیه السلام» آورد و گفت ای پیامبر خدا! بلایی سرم آمده که بر سر احدی نیامده است. داوود «علیه السلام» فرمود: آن بلا چیست؟ مرد گفت: این مرد را پیش زنم یافتم؛ پس خداوند متعال به داوود «علیه السلام» وحی فرمود که به او بگو از هر دست بدهی از همان دست پس می گیری.

[۵]

و- نخستین انحرافات، از یک سو از عدم رعایت صحیح حجاب و از سوی دیگر از یک نگاه به نامحرم شروع می شود. گرچه منطق عالی اسلام نه تنها رابطه ی جنسی را پلید نشمرده و منافاتی با معنویات ندارد بلکه جزء خلق و خوی انبیاء معرفی کرده ولی عقیده امروز دنیای غرب در زمینه اخلاق جنسی کاملاً برگشته و به اسم علم و فلسفه از احترام به روابط جنسی و برداشتن تمام قید و بندهای این مسیر دم می زنند.

ز- نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بندوبار هیجانها و التهاب های جنسی را افزایش می دهد و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت. دست نیافتن به آرزوها به نوبه ی خود منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی می گردد و خود تحریک شهوت، آرامش روانی را به هم می زند.

ح- زمانی که بی عفتی در جامعه زیاد شود بعضی از جوانان ترجیح می دهند که نیازهای خود را بدون زحمت و صرف هزینه، در خیابانها تأمین نمایند و حاضر به پذیرش مسئولیت خانواده نخواهند بود. پس عفت ورزی از گناه و بی حجابی به تشویق ازدواج منجر می شود چراکه سعی براین است که افراد خود را از گناه مصون نگاه دارند.

ط- تحقیر جنس زن یک نوع فرومایگی است نه یک شرافت؛ و وظیفه هر مسلمانی است که اجازه ندهد به دلایل واهی زن تحقیر و سبک گردد وگرنه کرامت و بزرگی خود را از دست داده است. گاندی رهبر انقلاب هند می گوید: ای زنان! اگر آرایش کردن شما به خاطر جلب شهوت مردان است از اینکار خودداری کنید و زیر بار ننگ چنین خفتی نروید.

حجاب در ادیان و ملل

حجاب در آیین برهمایی: رسم حجاب و یا پرده نشینی زنان شوهر کرده، به وسیله ی ایرانیان و مسلمین وارد هند شد و شوهران برای محافظت همسران خود از دست درازی سایرین یک گونه رسم پرده نشینی شدیدی را برقرار کردند. بنابر این رسم، یک زن آبرومند فقط می توانست چهره ی خود را به شوهر و فرزندانش نشان بدهد حتی پزشکی که او را درمان می کرد و نبضش را می گرفت باید از پشت پرده چنین می کرد.

حجاب در دین یهود: زن یهودی داشتن پسر زیاد را مایه ی افتخار و افزایش احترام خود نزد همسر می دانست. در این دین، حجاب و حفظ عفت درخور توجه بوده و به پوشاندن اندام بدن زنان از نامحرمان سفارش شده است. در قانون تلمود آمده است که اگر زن بی آنکه چیزی برسر داشته باشد به میان مردم می رفت در این صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد.


حجاب در دین مسیحیت: جرجی زیدان، دانشمند مسیحی می گوید: اگر مقصود از حجاب پوشانیدن تن و بدن است این وضع قبل از اسلام و حتی پیش از ظهور دین مسیح، معمول بوده است؛ انجیل نه تنها در مواضع متعدد وجوب حجاب و پوشش را تأکید کرده بلکه در برخی از آیات خود کوشیده درون انسان را نیز از تمایل به اعمال شهوات منزه سازد و بدین وسیله عفاف درون را، پشتوانه ی مستحکم حجاب برون قرار دهد.

حجاب در آیین زرتشت: در زمان زرتشت پیغمبر، زنان همان گونه که عادت پیشینیان بوده منزلت عالی داشتند که این منزلت پس از داریوش تنزل پیدا کرده است. مرکز زرتشت ایران است و زنان ایران از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بودند دارای حجاب کاملی شامل پیراهن چین دار، شلوار تا مچ پا و شنلی بلند برروی لباس ها بوده اند؛ بنابراین زنان ایران در زمان بعثت زرتشت و قبل از آن و بعد از آن از حجاب کاملی برخوردار بودند.

کشف حجاب در ایران


با اجرای کشف حجاب در ایران که مردم پایبند به مذهب و سنت های دینی بودند موجی از مخالفت را به همراه داشت؛ لذا با استقرار پایه های سلطنت پهلوی رضاخان مدرنیته کردن و پیشرفت کشور را سرلوحه کارش قرار داده و پیشرفت غرب را به اشتباه در ورود زنان به جامعه و هرزگی آنان جست و تمام سعی و تلاش خود را در این راه به کار بست. اما او هویت دینی و مذهبی مردم ایران را فراموش کرده بود؛ از سویی دیگر رضاخان پس از سفری که به ترکیه داشت ظواهر غربی را که آتاتورک در کشور پیاده کرده بود از نزدیک مشاهده و بسیار تحت تأثیر قرار گرفت. پس از این مسافرت بود که رضاخان در مسیر اروپایی شدن بیش از پیش مصمم تر شد و در جواب یکی از وکلای مجلس شورای ملی چنین گفت: و من ترکیه را دیدم در چهار دیوار زینت و صفای طبیعی، کوشش من این است که ایران را در طریق ترقی و قبول تمدن جدید وارد کنم. اغلب اوقات او از کشف حجاب و آزادی زنان سخن راند و بیان می کرد که ما باید صورتاً و سنتاً غربی شویم و باید در قدم اول کلاه ها تبدیل به شاپو بشود و شروع به رفع حجاب زن ها نمود و اقداماتی خشونت بار در مورد رفع حجاب انجام داد که از جمله:

افسران ارشد از راه رفتن با زنان با حجاب ممنوع شدند، معلمان زن مجبور به حضور در کلاس ها بدون داشتن حجاب شدند، از حضور زنان با حجاب در پارک- سینما- تئاتر- هتل و سائر مراکز عمومی جلوگیری کرد، به نیروهای شهربانی دستور داده شد که با توسل به قوه قهریه حجاب را از سر زنان بردارند و حتی روسری نیز ممنوع شد، مأموران موظف به جلوگیری از حضور زنان با حجاب در اماکن زیارتی و مساجد بودند.

نتیجه گیری


با توجه به مطالب یاد شده در این تحقیق به این نتیجه می رسیم که داشتن حجاب نه تنها سخت و مشکل نیست بلکه لذت و شیرینی خاصی دارد. اینکه بعضی از افرادی که می گویند داشتن چادر یا حجاب برای کار یا تحصیل یک نوع مانع است سخت در اشتباهند. اگر این کلام شیرین بانوی بزرگ اسلام را همیشه در نظر داشته باشیم که ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است و از آنجایی که انسان یک چیز با ارزش خود را مثل طلا و جواهرات خود را از دسترس دیگران حفظ می کند پس باید توجه داشت که زن با وجود این همه زیبایی باید خود را از دسترس نامحرمان مصون دارد و از طرفی همیشه باید سعی شود و قانون هم همین است که خوب بر بد غلبه داشته باشد.
پس اگر افراد با حجاب نسبت به افراد بی حجاب زیاد تر باشند مسلماً جامعه و افراد آن از ایمنی خاصی برخوردار می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

پشتیبانی